تبليغاتX
کوچه جنوبی - خيلي حرف دارم،اما نه تو تحمل شنيدن داري ،نه من طاقت گفتن،
 
کوچه جنوبی
 
 
صبرکن حافظ به سختی روز و شب<<<<>>>>عاقبت روزی بیابی کام را
 

خيلي حرف  دارم

اما نه تو تحمل شنيدن داري!

نه من طاقت گفتن!

همين جا مي مانم

در كنار كومه هاي شروه خوان خاك

خسته و زخمی -

از زوزه  باد بر خشک بوته های شور منگی ((mangi-گیاهی شور در صحرای ماهشهر))

براي آشتي

با صداي كبك و خروس  و كوهستان

بسراغم بيا ييد

تا تاكستان هاي صلح آميزانگور

به رنگ ياقوت وزمّرد

در چشمانم برويند

وسرمستي عشّاق

به سِحْر آن آوازهاي اغواگر  آغازشوند

و نيرواناي راستي

چون آرامش بودا

در تجلي يك جسم گم شده در گناه ناداني

فراغتي برويانند

بي واهمه از دشمنيها

وزمين

پراز كفشدوزكهاي دوستي شود

كه زاينده جهان بي آزارند

با مشق نوشته هاي شاد فصل بهار

وبنويسيم درانشاي كودكانمان

آسمان را

كبوتر را

آشتي  را

خدا را!

 تعريف كنيد!

روزهاي بزرگي ميرسند

وقتي كه نغمه ها ي دوستي ما

چون درختان زيتون 

از باغ پيامبران برويند

يوسفي كه از چاه بدرآيد

ابراهيمي  كه از آتش بگذرد

ودر چشمان ملتمس كودكان بي سرنوشت

  انسان بي تعلّق از من و مامعنا شود

 ماهشهر  علي ربيعي (بهار)

 

احترام به حقوق اقليت

را ه بجايي نمي برند عامي و عابد

ازاين لغو پريشي كه بر زبان جاريست

مي ترسم از اين جامه دريدنهاي بي تدبير

نگو ييدكه اين فلاكت عظما نشان بيداريست

يكي از دلايل و مشكلات بوجود آمده اخير بعد از انتخابات رياست جمهوري به نظر بنده عدم توجه و احترام به حقوق اقليت در كل فرآيند تصميم گيرهاي خرد و كلان از ابتدا تا اكنون بوده است  ، اكثريتي كه بنا به تعريف خصوصي خود از دين و ديانت و قانون، قدرت را در يد بيضاء خويش قبضه كرد و دائما غربال به دست به دنبال حذف و اضافه واحدهاي انساني در شكل و شمايل مورد تعريف خود پرداخت ،شكل و شمايلي هم كه هيچگاه به يك جمع بندي  واحد از نتايج  نرسيد و لذا اين قطارراه خود را به سختي وبه لجاجت  پيش گرفت و رفت ورفت وتا توانست بزعم خود كسان ويا  ناكساني را كه از زير مجموعه دايره خودي و غير خودي خارج شده مي ديد از قطار آرماني سياست روز  پياده كرد به خيال اينكه راه رسيدن به جامعه مدل وار خويش  را مساعد نمايند غافل از پيچ و تاب هاي روزگاري كه هيچ گاه ابر و بادش در يك مسير نيستند و در همين حال  است كه آن خس و خاشاك ناچيز هم بزعم آنها  تبديل به گردبادهاي سهمگين مي گردند كه درراه اضمحلال و نابودي، اينبارديگر  خودي و غير خودي راجدا نكرده  هرچيز و هر كس را با خود مي برند مي سوزانند .

...و مشكل  اساسي ما نيز ازهمين  جا شروع مي شود كه هيچ گاه اقليت را بويژه در جنبه هاي انديشه و عمل  جدي نگرفتيم و چهار چوب متعين خويش را بر لوح ضمير وجدانها حك كرديم تا بدين جا كه رسيديم

به توجيه مشكلات مبتلابه با رنگ و لعابي خود ساخته  پرداختيم واز  اقليتي كه حالا وزنه اي شده بود خواستيم از دريچه فهم ما به اطراف بنگرند

...و هنوز هم كه هنوز است  به خامي خويش پي نبرده ايم لذا براي يك انتخابات ساده  اي كه مي توانست چون شكوه وجلال  اوليه اش تداوم حضور مردم را به رخ جهانيان بكشاند به معضلي در حد لرزش پايه هاي اقتدارنهادينه در  نظام و كشور انجاميد.

....راستش مردم سالاري  و انتخاب از جانب مردم ملزوماتي دارد كه بايد از جانب آن كس كه اكثريت را بدست مي آورد   بهترو جدي تر  رعايت گردد در همه جنبه ها از توپولوژي و هم بندي  رسانه ملي بگير تا روزنامه ها  و امكانات بي شماري كه دولت و شوراي نگهبان در اختيار دارند تا به نحو  شايسته اي به برگزاري انتخاباتي در شآن ملت با فرهنگ ايران دست بزنند اما در عمل هرجا كه دست مي گذاريم با سولات بي شمار روبروييم، آن هم از جانب كساني كه ظاهرآ بر اساس همان اصول تعريف شده در مباني ديني در امانت داري آنان شك نداريم...

 پس به اين نتيجه مي رسيم كه گلوگاه ههاي بسياري هست  كه در لحظات خطيررأي ونظر  به علت عدم رعايت اصول اوليه مردم سالاري  تبديل به نقطه كور بن بست وتقابل مي شوندو راه برون رفت  كشور را به ايستايي  محض مي كشانند .

...ديگر اينكه  واقعا با محك ملت به مفهوم عام آن به  سنجش بصيرت خويش التفات  نموده ايد؟! وآيا اقليت اصولادر چينش  ساختاري شما !اكثريت هميشگي محلي از اعراب  امكانات واقعا موجود در كشور دارند ،اقليتي كه چون همه آحاد اين كشور مالياتش را به موقع پرداخته و در بزنگاه هايي كه نياز بوده  هزينه حضورش راپرداخت  كرده  است .نه اينكه زينت المجالس برنامه ها ي رسمي باشد.

دعوت به شركت فعال در انتخابات يك وجه قضيه است فراهم كردن امكان و شرايط مساعد و مساوي براي همان حداقل هاي حاضر بحثي ديگر است .كه در اينجا هيچ كدام نه تنها فراهم نبود بلكه زمينه انقباض و بستن  در ختم راه ها را مي شد به لطايف الحيل ديد ...

خوب به اينجا كه مي رسيم به علت عدم شفافيت و بزرگ نمايي در ناراستي ها و عدم تعادل در كاركردها  زمينه واكنش هاي عصبي و غير مدني براي شهروندان فراهم مي شود و هرچه عمق چالشها در بي تو جهي به نظرات و آرا بيشتر باشد برخوردها نيز بيشتر مي شود و تا مرحله ضررو زيان و نابودي در بديهي ترين امكانات شهري و شهروندي مي رسد..

ودر پايان بايد گفت اي كاش اين فراست و كياست در مجريان ثابت قدم سي ساله انتخابات مي بود كه كار به اين همه فلسفه بافي و آمارسازي و آماربافي  در انتخابات اخير  نمي انجاميد و حس اعتمادي را كه به تاريخ رنج هاي يك ملت رشيد بنا شده بود با موريانه هاي خودخواهي و خودبيني به اينجا نمي كشاندند......

 

    تاكي غم دنياي دني اي دل دانا                            حيف است زخوبي كه شود عاشق زشتي

    آلودگي خرقه خرابي جهان است                        كو؟ راهروي اهل دلي ،پاك سرشتي؟! - حافظ

            

                       علي ربيعي (بهار) ماهشهر تيرماه 1388

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت   توسط علي بهار  | 
 
  بالا