|
کوچه جنوبی
|
||
|
صبرکن حافظ به سختی روز و شب<<<<>>>>عاقبت روزی بیابی کام را |
دل مشغولي اخلاقي انتخابات
براي رسيدن به جامعه اي بهتر و اجتماعي انساني تر به انديشه و خرد بزرگاني كه اهل فلسفه اخلاق مي باشند سخت محتاجيم .....
ونياز داريم كه از بداخلاقي هاي انتخاباتي اجتناب كنيم وبراي دستمالي هرچند نان و آبداركه باشد قيصريه اي را به آتش نكشيم ،تهديد به افشاگري و سياه نمايي گذشته اي كه خود نيز جزيي از آن بوده ايم مفهومي به جز اين ندارد كه با تيشه كينه !بخواهيم زورق ايران را در طوفان حادثات بي شمار كه دوره اش كرده اند غرق كنيم ،كه چنين مباد....
وبدانيم در اين ميانه كساني كه در تنوير و بسط انديشه اخلاقي و نيك انديشي تلاش مي كنند در پيشگاه خداوند جايگاهي رفيع دارند.زيرا خداي سبحان صفت رحمانيتش را بر كل عالم بسط داده ولذاقطرات باران معرفت كردگار اگر زنگار جانها را صيقل دهد بي شك از افعال منفي چون تفرقه عقيدتي و تعلقات قومي و نژادي و زباني كه منجر به جنگ و نفرت و تباهي ودشمني در بين بشريت است كاسته مي گرددو را ه رستگاري بي شك از تنوير اخلاقي افكار مي گذرد بي تعلق به جنبه هاي تعصب آميز . ....
ورود به دنياي پررمز و راز انديشه اخلاقي كه چراغ هدايت بشري در عرصه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي بوده است لذتي دارد كه ارزشش بالاتراز همه آن لذايذ مادي است كه يك كرسي و جايگاهي را براي چند صباحي به انسان واگذار مي كنند كه در حيات سرمدي براي اهل معرفت پشيزي هم نيست بويژه براي كساني كه خود را در كسوت اخلاق مداري ديني مي بينند..
لذا ما امروز بيش از هرچيز به نقد عالمانه قدرت نياز داريم تا بسط عدالت و آزادي كه چون از ترازوي اولي جان به سلامت برديم يعني قدرت را به مفهوم اقتدارگرايانه آن نفي كرديم مقوله دومي يعني عدالت و آزادي به آسانترين راه بدست ميايند كه آغاز مسير پيشرفت همه جانبه است بي كسري از مزاحمت هاي دست و پاگير مديريتي عوامانه و قيل و قال انگيز دورواطراف....
خوانش و فهم اين انديشه هاي ناب كه ريشه در فطرت پاك سرشت انسانهاي والا دارد سخت و جانكاه است و تاب تحملي وزين مي طلبد ، تا چه رسد به آفرينش اين انديشه ها كه ساختارهاي جوامع بشري را در جهت زايش نيك فرجامي سوق مي دهد.....
از اين كه بگذريم دلمشغولي و تعلقات نيك انديشان فرهنگ مدارا و تساهل براي رسيدن به اسايشي همگاني -كه آرزوي همه صالحان و فيلسوفان بوده- در برابر ديوار هاي بي اعتمادي وبي اعتقادي قدرتمندان آب راهه اي حقير مي نمايد!....
اما عليرغم همه ناهمواريها وصعوبت ،اين راه طي شدني است و بشر فرجامي جز اين نداردكه به سر منزل مقصود كه احترام به حقوق اكثريت و اقليت در جوامع بشري است نائل آيد...
جوري به دنيا و زندگي نگاه نكنيم كه عين اينكه اينجا كه ما ايستاده ايم آخر دنياست و ما كه نباشيم دنيا به اخر مي رسد ...
كشاندن يك انتخابات ساده را به يك دوئل تمام عيار وپشت پا زدن به همه ارزش هايي كه جزء قدسيات مردم است اگر مفهوم دنيا دوستي و مقام طلبي نباشد پس چيست ...؟!
آيا به اين فكر كرده ايم كه فردايي هم هست كه باز بايد روي در روي هم بنگريم يا نه .....
ونگوييم وقتي كه من نيستم مي خواهم دنيا نباشد.....
براي اثبات حقانيت خود دست روي مسائلي گذاشتن كه ارتباظ مستقيم با منافع استراتژيك و ملي دارد و تكرار كشف حقيقت هاي سر به مهر براي چيست؟وبعد اين همه بداخلاقي انتخاباتي به نام چه كسي نوشته مي شود؟ومسئول اين همه بداخلاقي ها كيست؟......
ودلمان بسوزد براي كشورمان و شرايط تراژيك مكاني و زماني كه در آن قرارداريم ،منافع ملي را قربانگاه رقابت هاي انتخاباتي نكنيم ، براي اثبات حقانيت داشته ها يا نداشته هاي خود دولت هاي سي ساله را زير سوأل نبريم و نگاه كنيم به خطرات تهديد آميز از برون ودرون .......
صلح جاويد
عليرغم هر ملالي
دوست بايد داشت
مهر بايد كاشت
چه؟!
ايده ها رنگند
چون نژاد انسانها
سياه ،سرخ و سپيد
كه عاشق صبحندو خنده خورشيد
به تشنگان صحاري هم
دهيد مژده
آنكه بهار آيد
وگردد صلح آدمي جاويد
خرداد 1388 ماهشهر علي بهار
|
|