|
کوچه جنوبی
|
||
|
صبرکن حافظ به سختی روز و شب<<<<>>>>عاقبت روزی بیابی کام را |
شب های انتخابات هم مثل شب های عيد خاطرات خود را دارد
در گير و دار انتخاباتي كه ميايد و سنگيني و سخاوت ملتي كه با همه رنج و زحمت صخره نوردي و كوه پيمايي را تجربه مي كند تا به قله رسد . سر منزل مقصود ما جان مايه هايي دارد پر از شيريني و حلاوت كه به جرئت مي توان گفت كمتر ملتي به تاريخش اين همه فراز و نشيب و زيبايي و قداست را ديده و بر صفحه شطرنج روزگار خويش نشانده .....
هم سهل است هم ممتنع يا به تعبيري هم زشت است هم زيبا و ما كه در كوران اين صيرورت ها بوده ايم و با همآوردهايش هم غمگساري ها كرده ايم.....
از رگ زدن امير كبير در حمام فين كاشان تا بست نشيني مشروطه خواهان ...سر بريدن ميرزا كوچك خان جنگلي و هجرت شريعتي و تا هنوز هم ....که در پي برافكندني نظمي بلند به تعبير فردوسي بوده ايم ...
كه پي افكندم از نظم كاخي بلند ..... كه از باد و باران نيابد گزند....
و.......
بخوانيم اين گونه در گوش باد چوايران نباشد تن من مباد
وباز براي اين شب هاي انتخابات!
گفتم اگر ياد بگيريم به جاي اينكه بگوييم بر چشم بد لعنت ، بگوييم بر چشم نيك رحمت بر نيمه پر ليوان خوش بيني ما افزوده مي شود،
هم چنانكه به تعبير خاتمي اگر از زندگي بگوييم ،و مرگ را هم اجازه بدهيم كه كارخودش را بكند كه خوب بلد است و احتياجي هم به راهنمايي من وتو ندارد......
به راستي كه همه كارها باز سهلند و ممتنع اند !يعني همان بودن و نبودن معروفند و درماندگي هملت! در برابر آن همه بي كج مداري دنيا... اما اينجا ماييم كه :
اگر آسان بگيريم و ذهن و زبان خود را به سمت آساني سوق دهيم واكنش ها آسان مي شوندو برعكس اگر سخت بگيريم حتي جايي هر چند حقير براي ايستادن ما در صف خوشبختي هاي زود گذر هم نمي ماند و در همان ابتداي تونل اين سفرمي مانيم !
در عين حال كه جهان كوچك ما كم هم تماشايي نيست ، عليرغم كج مداريهاي حاكم برآن كه به لغزشي سفيد را سياه مي كنند يا بلعكس اما آنچه به ما مي تواند در امر تنش زدايي در عالم شخصي واجتماعي وسياسي كمك كند روح تساهلي است كه در عرصه همه فرهنگ ها كم وبيش يافت مي شودفقط بايد در زوايا و پيچ وخم ها نقبي زد بدنبال آن گشت و به كارش بست....
وميدانم كه جهان آينده نيز با تكيه بر همين روح تساهل و مدارا شكل مي گيرد
ستوان بي آزار
گفتم ميداني عزير دلم
وقتي من يك ستوان بي آزار بودم
جنگ بود وتير وتفنگ هم با هيچ كس شوخي نداشت
عليرغم همه مصيبت ها و مرارت ها يش
به جنگ هم بي آزار مي نگريستم
هر حادثه اي را
هرچند بزرگ
هرچند مهابت آميز
جدي نمي گرفتم
اگر كه مرگ بود
يا تير و تركشي براستخوانم
اما آدمي موجود شكننده اي است
اگر مراقبت كند كه دست و پايش نشكند
به سادگي قلبش مي شكند
روحش آزرده مي شود
ميداني عزيزدلم فرهنگ هم بايد كه بي آزار باشد
هم چنانكه زن آدم
فرزندآدم
اي كاش همه ما بي آزار بوديم
و انسانيت را به صلح ابدي
در باغ و آيينه مجالس مان دعوت ميكرديم
تفاوتي نداشت
اين سوي يا آن سوي جهان باشد
اقبال آدمي در ادبارزشتيهاي خود ساخته است
وبگذاريم تا كودكي ها مان هميشه همرا ه مان باشد
چون بقچه اي كنار دستان مادر بزرگ!
بهار 88 علي بهار
|
|