|
کوچه جنوبی
|
||
|
صبرکن حافظ به سختی روز و شب<<<<>>>>عاقبت روزی بیابی کام را |
سفر به كاشان
باغ فین

بنای اولیه باغ فین به قبل از اسلام و با تمدن سیلک پیوند خورده است که تمدن سیلک پیوندی ناگسستنی با چشمه جوشانی دارد که در بالای باغ جاری است، وبه چشمه سلیمانیه معروف است.
از زمانهای بس دور درپایین این چشمه باغی وجود داشته است که کمی پایین تر از باغ فعلی بوده و براثر زلزله ای که درسال 982 ه.ق روی داد باغ به کلی ویران شد که به دستور شاه عباس صفوی بعد از سال 1000 ه.ق باغی در مکان فعلی که در حقیقت قسمتی از باغ قدیمی بود ساخته شد.
حمام فین

حمام فین در باغ فین کاشان است. این حمام قذیمی به خاطرقتل میرزا تقیخان امير كبير صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار در ۲۰ دی ۱۲۳۰ هجری خورشیدی مشهور است.
ميرزا تقي خان امير كبير
نام اصلي ميرزا تقي خان، "محمد تقي" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. خانواده پدري و مادري ميرزا تقي خان از طبقه پيشه ور بودند. پدرش به تصريح قائم مقام "کربلائي محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائي" مي گفت. سجع مهرش "پيرو دين محمد قربان" بود. درستي و راست کرداري از مظاهر استحکام اخلاقي اوست؛ از اين نظر فساد ناپذير بود. قضاوت وزير مختار انگليس در باره او اين است: "پول دوستي در وجود امير بي اثر است". به قول رضاقلي خان هدايت که او را نيک مي شناخت: "به رشوه و عشوهً کسي فريفته نمي شد". دکتر پلاک اتريشي مي نويسد: "پولهايي که مي خواستند به او بدهند و نمي گرفت؛ خرج کشتنش شد". رجنبه ديگر خوي استوار امير اينکه به گفته و نوشته خويش اعتبار مي نهاد. رفتاري متين و سنگين داشت. به شخصيت خويش مغرور بود و نسبت به کارداني و صفات برجسته اش آگاه. اما تعجب اينکه نامجو و شهرت خواه نبود. او را به مناعت طبع مي شناختند که از مظاهر غرور نفساني اش بود، و به خواري تن در نمي داد.
توطئه کشتن ميرزا تقي خان
شاه را دشمنان امير محاصره کردند. عوامل اصلي توطئه عبارت بودند از: مهدعليا، ميرزا آقاخان نوري، پسر دائيهاي شاه از جمله شيرخان عين الملک ايلخان طايفه قاجار، و سردار محمدحسن خان ايرواني داماد محمد شاه. اين کسان همدست بودند و با هم در کنکاش براي كشتن امير ....
روزگار تبعيد به چهل روز رسيد. جنايت بزرگ تاريخ روز جمعه هفدهم ربيع الاول 1268 (دهم ژانويه 1852) در حمام فين کاشان صورت گرفت.
چون حاج علي خان با همراهانش به باغ فين رسيدند، علي اکبر بيک چاپار دولتي را ديدند که منتظر بيرون آمدن امير از حمام بود؛ که جواب نامه مهدعليان را به عزت الدوله بگيرد. فراشباشي دست علي اکبر بيک را گرفت، با خود به حمام برد که زن امير را از آمدن او مطلع نسازد. فراشباشي با مأموران خود وارد حمام گشتند، ديدند خواجه حرمسرا مشغول جمع آوري لباسهاي امير است. اعتماد السلطنه يکي از آن کسان را بر سر او گماشت که از آنجا بيرون نرود. سپس پشت در ديگر حمام را نيز سنگچين کردند که کسي از آن راه داخل نگردد. وارد صحن حمام شدند. فراشباشي فرمان شاه را ارائه داد. امير خواسته بود عزت الدوله را ملاقات کند يا پيغام براي او بفرستد، و وصيت کند. اعتماد السلطنه اجازه نداده بود. پس امير به دلاک دستور داد، رگهاي هر دو بازويش را بزند؛ و دو کف دستش را بر روي زمين نهاد در حالي که خون از بازوانش فوران داشت. در اين وقت مير غضب به امر فراشباشي با چکمه لگدي به ميان دو کتف امير نواخت. چون امير درغلتيد، دستمالي را لوله کرد، به حلق امير فرو برد و گلويش را فشرد تا جان داد. بلند شد؛ گفت: ديگر کاري نداريم. از حمام بيرون آمدند و با اسبهاي تندرو به تهران بازگشتند.....
غزل ققنوس بياد آن بزرگ عزيزكه شيفته ايران بود
من كوچه ها راكوچه ها را مي شناسم
خلوتگه معشوقه ها را مي شناسم
آواز خوان با فوج قوهاي مهاجر
كارون و تسليم صبا را مي شناسم
داغ تمام لاله هاي پر پرم من
آري مسير داغ ها را مي شناسم
با لغزش باران ويك ابر بهاري
آغاز سبز پونه ها را مي شناسم
برفم كه با لبخند خورشيد طلايي
شور و فغان چشمه ها را مي شناسم
جامه دريدن هاي گل هم از من آموخت
هم آتش، هم پروانه ها را مي شناسم
دلداده وعاشق ترين شمع جهانم
راز زبور اشك ها را مي شناسم
حمام فينم! با سكوت و شرمساري!
زخم امير رنج ها را مي شناسم
چون سر زمين گرم ايران عزيزم
خاكستر ققنوس ها را مي شناسم
علي بهار فروردين 1388 باغ فين كاشان
|
|