تبليغاتX
کوچه جنوبی

معجزه بهار

آفتاب مثل تحمل خسته فصل هاي خالي نبود

  در غباروخاكباد اين روزهاي جنوب هم -

نقره اي مي زد

دلم خوش بود به بال بازي كبوتران صحرايي

و بعد!  آرامش سايه سار بادام بنان

دريا آبي بود مثل نيلوفر

زمين هم رنگ خودش بود

 نه سبز بود ونه زرد

ما مجذوب معجزه  بهار بوديم

آخر خرداد

آفتاب طلايي شد

مثل گردنبند ي كه هر روزه مي بندي

براي حسرت حضار!

پس كتيبه اي  بنوشتم روي ديوارهاي  انتظاردلم

به رنگ شقايق

به نام  آزادي

نوشتم با قطره  قطره هاي خون دلم !

دوستت دارم آزادي

باهمه كوچه هايم

باهمه خانه هايم

باهمه قلب هايم

با همه قلم هايم

با همه ترانه هايم

بسويت ميايم

خرداد 88 علي بهار

نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  توسط علي بهار  | 


Blog Skin