تبليغاتX
کوچه جنوبی

فصل غمگين حيوان

1

در سراشيبي جاده اي

تند ميروي

مواظب باش

اگر سگي را زير گرفتي

اندكي هم براي زندگي گريه كن

2

سگي تند ميرود

روي آسفالت داغ تير ماه

اندكي آهسته تر

بگذار تا حيوان بيچاره بگذرد

اوهم مثل ما

زندگي را دوست دارد

شايد هم زير تك درختي   در بيابان

كودكاني مثل او انتظارش را مي كشند

3

آهسته زير چرخ  هاي ماشين تو

دوتا گربه سبز وزرد ند

ببين !آنها را زير گرفتي

خود خواهي تو گره زد زندگي شان را

به مرگي سخت و جانكاه

آن دو همين ساعتي پيش زنده بودند

مثل من و تو

با آدابي كه داشتندبراي عاشقي

4

چرخهاي وانتش  باز هم

سگي را زير گرفته است

من از عمق جان فرياد مي زنم

هي آدم بايست!

كُشتي حيوان زبان بسته را

دست بلند كرده ام

با خشم و حيرت

به رسم انسانيتم

تا شايد نجاتش دهم

وانت بعدي كه اتفاقا بار گلدانهاي بي گل است

بدن نيمه جان سگ را مچاله مي كند

5

جلو را نگاه كن!

دخترم فرياد مي زند پدر!

خيره مي شوم به سمت اشاره

آسفالت گرم جاده مرا مي ربايد

اندكي تأمل

حيواني در حال عبور است

آه خدايا كمك كن زيرش نگيرم

ماهشهر سال 1387 علي بهار

نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387  توسط علي بهار  | 


Blog Skin