اگر همه ما تصميم بگيريم اشتباه نكنيم زندگي براي بشريت آسانتر مي شود
عاشقي
لحظه با شكوهي ست عاشقي
نبض دل چنان ميزند!
كه آشوب باران بر زمين
ويا بالهاي شوق مرغي به پرواز
با خيالي برآشفته!
توسن بي نشاني ست اين عاشقي
كه دائم رونده ست
2
خورشيد تابنده باشيم
چون جمال جهاني كه بالاست
مهتاب هم
هلال نقره گوني ست
فرو رفته درابر
وه چه زيباست!
3
اي كاش فرصتي بود
تا گوش مي سپردم
به شيوايي شيهه اسبان
نغمه كوچ مرغان
گريز قشنگ آهوان
نعره بي مثال پلنگان
آه چه مي گويم؟
گوش مي سپردم به واگويه هايت
معشوقه لحظه هاي كمال حضورم!
در تنگاره هاي خيالي
4
ريشه ها در پي عمق خويشند
من و تو ريشه از يك جهانيم
تنيده با خاك و افلاك
قلبهايي گرم و بي باك
ميدويم
جستجو مي كنيم
روزهايي شكوهمند و جاويد
رودهايي خروشان وجاري –
رونده
چشم هايي پر از شوق و زنده
نسل هاييم در پي مستي وراستي خويش
وديداري
براي دل سپاري
عاشقي
با مردماني از جنس آذر و داد
با شكوه باد آدميزاد!
5
صبح بخير
الهي به اميد تو
چشم در چشم همسايه
خنده بر لب
چه مفهوم سبزي مي نشاني؟
دختر خوب شعرم!
عروس هزار ويكشب شرقي من !
وقت گل دادن است و گل گرفتن
وقت گياه اساطيري ريواس !
هنگامه جلوس آدميزاد به هستي
آخرين شاخه گياهش كه در باغچه كاشتي
رنگ آتشي بود از نسل خورشيد
خفته در چاله ابر هاي زمستاني سرد
آن شاخه اينك نهال بزرگي ست
با ريشه هاي قطوري در دل خاك
شناسنامه من و توست
اين گياه كهنسال
6
مي تواني بخواني به همراه باد و باران
سرودي كه در دل يا برلبان تومانده ست!
چون شرو شور سربازان قديمي
كه اينك ذخيره آن روزهاي بزرگند
روزهاي تلخ و شيرين جنگي كه آغاز ما بود
با تمسّك به نسلي
كه همواره رقص شعله هايي مقدس در چشمانشان بود
وخون زخم هاشان
رشته بود با خون سياووش
سينه مجروح سهراب
تلخي اشك رستم
آه چه مي گويم كه آنروزها
ايران ما شعله سركشي بود
چون دل عاشقان خدايي
رهيده از من و تو
در وطن تا خدا گم
سينه چاكان شلمچه
كشتگان سرخ اروند
لذت شيرين پنهان !
كاشته بودند هم آنان !
درآوار كوچه هاي خرمشهر
با تن نخلهاي سوخته
آنان همه فهميده بودند
بهاري پديد آماده اكنون
ازآن روزها و شورها!
7
مي توان ديد
مي توان خواند
مي توان مثل قلب عاشقي شد
سراسيمه پي دوست پرگرفت
يا كه كوچيد !
ماهشهر سال 87 علي بهار
براي ثبت در تاريخ > باراك اوباما
دوستي مي پرسد راستي سرنوشت اين دوره انتخابات رياست جمهوري در امريكا چه مي شود؟ مي پرسم چرا اين سري! اينقدر برايت مهم شده است ؟ مي گويد يه جورهايي به سرنوشت ما هم گره خورده ! مي گويم البته سرنوشت اين انتخابات و روند آن با توجه به موقعيت كشور امريكا براي همه جهان مهم است اما با توجه به گزندي كه ظا هرآ بازها ي جمهوري خواه در صدد وارد كردن به كشور ما و منطقه خاورميانه هستند آرزو مي كنيم كه خرهاي دمكرات سكان هدايت دمكراسي امريكايي را برعهده بگيرند .اماآنچه از ظاهر قضيه برميايد اينست كه چه بخواهيم وچه نخواهيم اين پروسه براساس قواعد و فرايندي كه نامش ليبرال دمكراسي ست و سنتي هفت صد ساله در فرهنگ انگلوساكسون دارد- و در حال حاضر نيز پرچمدارآن امريكاست- طي مي شود و البته اين ساختار با همه كژيها و كاستيهايش ملزومات خود را دارد و طي يك فرآيند طولاني و سهل و ممتنع به سرانجامي كه منافع ملي سرزمينشان براي سه كانديداي معروف حرف اول و آخر را مي زند به آخر مي رسد. در عين حال كه از ظواهر امر چنين بر ميايد كه در آخر پيروزي اوباما محتمل تر بنظر مي آيد......
روز نكبت در فلسطين
خداوند وتاريخ همه كساني را كه در اين فاجعه دخيلند نخواهند بخشيد.زيرا كه سياهچاله هاي گريز از حقيقت و سر در برف قدرت فرو بردن و سياهكاري زمانه روزي گريبانشان را خواهد گرفت و همين بادكنك هاي سياه آن روز شهادت خواهند دادكه بي دليل در آسمان نكبت به پرواز در نيامدند! گويا ترين تصاويري كه مي شد از جور و بي عدالتي به تماشا گذاشت همين بادكنك هاي سياه بود كه ديديم .به گونه اي كه مو بر تن انسان سيخ مي شد!.
ماهشهر سال 87 علي بهار

