منظومه كوچه
گفت يادت هست
كوچه !
گفتم آه
پر خاطرات من و تو ست
بعد كو چكي دارد ازتماشا
بوي نزديك احساس مادر
مثل صافي اشك گرمي
كه بر گونه جاري است
اوج همدلي
همزباني -
سفره بي ريايي ست
كو چه خلوتی بی هیاهو
اگرشد !
كودكي سنگ پراني
حس گرم بوسه هايي
كه با مهر و مروت عجين است
دراين كوچه پدر
مظهر مصائب
رنج و زحمت
دست هاي بي دريغش نوازش
لذت عاشقي را چشيدن
گم شدن در خيال سپيد افق هاي ابري
پر گشودن
اوج گرفتن
خالي از آز و نفرت
به ايثار و انفاق جان رسيدن
***
كوچه جاي آغاز لبخند
جشن كرشمه
خاطرات طلايي
براي من و تو
زماني براي قهر و آشتي
وصل يا جدايي
*********
كوچه پر از رنگ فصل هاي سال است
زندگي مي كنيم توی کوچه
می دویم می رویم
لحظه اي شاد
لحظه اي مانده غمناک
خسته ناکام
چون دل شكستگان ره عشق
فاتحان خسته و بي سرانجام
كوچه مثل كبوتر
پر پرواز ي دارد ازآشتي آسمانها
مهرباني
مدارای کهکشانها
جاي دنجي براي امتداد زمان است
بغض فصل هاي عمر رفته
بهارش كوچك است
چون چكاوك
با تابستان
ذهن را ميكند گرم
جشن رنگها يش
براي خزان است
غمي سرد هم
با زمستانش
كوچه هاي فروردين تا بهمن 57
اما
شور عشق داشت
بال آزادي
سمت و سوي نگا ه ها به آينده
اميد بود و دلداگيها
عشق هاي پاينده
ما كه آن روزها دانشجوبوديم
يعني كه
درمتن آب هاي تحول شنا ميكرديم
و كوچه ها را خوب مي شناختيم
وچهره ها را
و دستها را كه بلندتر از هميشه بود
وعشق هارا كه در كوچه ها پا ميگرفت
و چون مارمولك
از شانه درو ديوارهايش بالا ميرفتيم
نسل آرمانگرايي بوديم
كه شعار ميداديم
با تعدادي اندك
تا شاه كفن نشود
اين وطن وطن نشود
ومردم كه براي همراهي
بهانه ها داشتند
كودتاي 1299
وبعد 32 13
و بعد سركوب قيام هاي بسيار
قداستي اگر داشت سلطنت
فرو ريخته بود
مثل برگهاي استخواني زمستان
ملتي كه با احساسش قد مي كشيد
براي بزرگي چيزي كم نداشت
********
از كوچه اي تا كوجه اي
زماني ست بين بودن يا نبودن
شدن يا شكستن
آنكه از نسل انقلاب بود
به دنبال
جاي دنجي براي گريز از دست ساواك مي گشت
لختي آسايشي
نفس حبس سينه
تو با يك اشاره
هي پسر كمي جمع تر شو
مثل اعلاميه اي كه زير دكمه پيراهنت بود
نسل رو راست
با هزاران اميد و آرزوي دور و نزديك
روزي چريكي
براي نجات من وتو
از همين كوچه مي رفت
به دنبال او
ما دويدم
پاي تا سر
همه وجد و شور و رويش
زندگي هم قشنگ بود و تازه گي داشت
تا كه جنبيدم
جنگ شد
كوچه شد حجله گاه شهيدان
از پله ذوقمان فرود آمدیم
ورق خورد تقویم
و نشاط وجوانی
رفتیم در سنگري
آماده برای رزم شبانه
وبعد
از خاكريزي پريديم
ازخاكريزي گذشتيم
تا رسيديم
جايي كه دشمن در كمين بود
چه شوري چه شوري چه شوري
چه الهام خداگونه از حضوري
وبعد
مادراني چشم به راه
پدراني چاووشي خوان
وتزيين سبز و سفيد و قرمز كوچه هاي وطن
*******
براي سا لهايي
كوچه شد جادوي هياهوي نسل هاي ديگر
وقت همراهي و بيقراري
گرمي آرزوهاي جواني جواني جواني
گريه
لبخند
شورش ابرهاي آسماني
سبزي و رویش زندگاني
آه خدايا دوست دارم
كوچه هاي جهان را
*تنگاره هاي كوچك مهرباني
وقت بگذشت
نسل ما هنوز هم درپي ياد ها و يادگارهاي خويش است
آه كودك من
اينجا را نگاه كن
قطره خوني ماسيده بر رنج ديوار روزها
سالها
قرنهاي گذشته
خواب وبيداري ما
و زخم عهدنامه هاي
زشت !
تركمن چاي و گلستان
هيولاي سكندر
دام چنگيز
زخم صدام
وما كه پيوسته زندگانيم
وجان سخت !
علی بهار ماه شهر سال 84
* به لهجه مردمان ماهشهر (کوچه)

