تبليغاتX
کوچه جنوبی

پاییز

خورشيد ميدرخشد

گله ها رام وآرام

در حوصله ملايم نسيم

آراميده اند

ابرها چون پيري زال  به زيارت آسمان آمده ا ند

رخوت قشنگي ست

تسليم عاشقي كبوترانم

كه بال  بازي حياتند

تسليم عاشقي بارانم

آسمان ابري

در انتهاي كودكي انسان

سروديم وسرودنند

از تنهايي

از نياز

وخيره و مشوش و تشنه

كه بر چمن زار زندگي بوديم

چقدر دوست دارم

با تو كه كبرياي تحمل زمين و اسماني

از راستي

از احترام

از تسليم دو نگاه در غروب پاييزي

حرف بزنم

وقتي ميگويم دلم ميخواهد

مي بينم كه چقدر تكراري است

پيشنيان گفتند و ما تكرار كرديم

و باز آيندگان همين را خواهند گفت

چقدر دلتنگم

چقدر تنهايم

رنگها و جلوها

در اين غروب ارغواني

مثل سال گذشته مرا مي ربايند

آسمان به ميزباني ابرها سفر ه مي اندازد

كلاغها  خبر از آغاز رخوت در ختان ميدهند

تازه اغاز ماه دوم پاييز است

 

ماهشهر پاييز 1385 علي بهار

 

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385  توسط علي بهار  | 


روح ايراني

 

به رنگ ابرهاي سپيدي

به رنگ باراني

به رنگ رويش لحظه هاي بي تكرار

به رنگ  ايراني

تولبخند ميزني

به پنهانترين كوچه هاي دلم

چنانكه صدف

درشياريك  قاب پنهاني

تووحوصله بركه هاي آرامش

من و تشنگي و لحظه هاي طوفاني

توو تحمل رنج هاي سفر

سكوت مسافر

من وآستانه نياز

وجد و حيراني!

سلام به كهكشاني كه راه شيري توست

عزيزترين معشوقه !

منظومه هاي آرماني

تورا رويت مي كنم

شب و روز با قبله دلم

براي سكون و آرامش-

و روز هاي رضواني

رعايت نظم نسيمي

بر خواب پسين گندم زار

به توسجده مي برند

عارفان سبحاني

علي بهار ماهشهر سال 84

 

 

نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385  توسط علي بهار  | 


Blog Skin